خلاصه های ارائه شده درس تئوری حسابداری
تئوری حسابداری فصل دوم ساختار تئوری حسابداری صفحات 78-64
رویکردهای سنتی و نوین در تدوین تئوری حسابداری
|
رویکردهای نوین |
رویکردهای سنتی |
|
رویکرد رویدادی رویکرد مدل تصمیم گیری رویکرد اقتصاد اطلاعات رویکرد پیش بینی رویکرد رفتاری |
رویکردغیرتئوریک(عملی یا غیررسمی) رویکرد تئوریک قیاسی استقرایی اخلاقی اجتماعی اقتصادی ترکیبی |
رویکردهای سنتی
رویکردهای غیر تئوریک:
در بین سال های 1450 تا 1750 توسعه حسابداری تنها متمرکز بر بهبود رویه های عمل بود به این دوره (دوره پیشاتئوری)می گویندو تا سال 1930 ادامه داشت و توسعه حسابداری بیش تر به صورت تصادفی وتعریف نشده صورت می گرفت .رویکردهای غیرتئوریک در قاعده مند کردن تئوری های حسابداری تنها بر رویه های عمل متمرکزمی باشند.
رویکردهای غیر تئوریک به دو بخش طبقه بندی می شوند
رویکرد عملی:
در رویکرد عملی قاعده مندسازی تئوری برابر با همان رویه های عمل می باشد که در دنیای عمل حسابداری به کار گرفته می شود.در این رویکرد تکنیک ها و رویه های حسابداری به این دلیل که برای تصمیم گیری طبقات مختلف استفاده کنندگان صورت های مالی سودمند می باشند انتخاب می شوند .
رویکرد آمرانه :
رویکرد آمرانه بیشتر توسط نهادهای دولتی و حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرد.
این رویکرد شامل بیانیه هایی برای نظارت بر رویه های عمل حسابداری می باشد .در اقتصادهای در حال توسعه که رویه های حسابداری و گزارشگری مالی از تنوع زیادی برخوردار می باشند این رویکرد کاربرد زیادی دارد.
هندریکسن معتقد است که تئوری بدون نتیجه عملی تئوری نامناسب (بد)است . به این ترتیب در این دو رویکرد غیرتئوریک ,تئوری حسابداری و رویه های ناشی از آن می باید بر اساس نیازهای نهایی استفاده کنندگان از گزارش های مالی بوده و فاقد هرگونه توجیه تئوریک باشد.ضمنا رویکرد عملی برای هر تئوری با کاربرد عملیاتی ضروری می باشد.
رویکردهای تئوریک
رویکرد قیاسی:
پیش از هر چیز باید گفت که بیان عباراتی همچون تئوری حسابداری قیاسی واستقرایی چندان صحیح نمی باشد زیرا قیاس و استقرا تنها نشاندهنده شیوه استدلالی است که در نظم بخشیدن به یک بنیاد تئوریک استفاده می شود .
رویکرد قیاسی شیوه ای است که در آن از استدلال منطقی برای رسیدن به یک یا چند نتیجه از مجموعه ای از فرض ها استفاده شود .
یک مثال ساده از رویکرد قیاسی:
تمام حساب های دارایی دارای مانده بدهکار هستند.
حساب زمین و ساختمان یک دارایی است .
نتیجه : حساب زمین و ساختمان دارای مانده بدهکار است .
رویکرد قیاسی در حسابداری عموما شامل مراحل زیر می باشد:
1- بیان هدف صورت های مالی
2-مشخص کردن فرضیات بدیهی (گزاره های زیر بنایی حسابداری یا مفروضات )
3-استنتاج اصول حسابداری
4-بسط روش های حسابداری
در خصوص رویکرد قیاسی باید به این نکات توجه داشت :
1-در استدلال قیاسی از کل به جز می رسیم .
2-سیستم های مبتنی بر استدلال قیاسی اغلب دستوری هستند .
3-روش قیاسی اساسا سیستمی بسته و غیر تجربی می باشد و نتایج آن مشخصا بر فرض های آن استوار است .
4-در این رویکرد تئوری های موجود به واسطه زیر سوال رفتن تجربی فرض ها و یا نتایج تئوری با چالش مواجه می شوند.
5-درستی یا نادرستی یک استدلال قیاسی بستگی به درستی یا نادرستی جریان منطقی رسیدن از گزاره ها به نتایج دارد.
6-در استدلال قیاسی می توان یک نتیجه از فرض ها استنتاج نموده و در یک سیستم پیچیده ترمی توان بیش از یک نتیجه استنتاج نمود اما به هر حال نتایج نباید با هم تضاد داشته باشند .
به اعتقاد پوپر یکی ازضروری ترین مراحل برای آزمون تئوری های قیاسی آزمون تطابق نتایج یک تئوری با واقعیت و رویه های عمل می باشد .
رویکرد استقرایی:
رویکرد استقرایی به بررسی یا آزمون اطلاعات می پردازد.این اطلاعات معمولا نمونه ای از یک جامعه بوده و بر مبنای آنها می توان از جامعه مورد نظر به استنباط هایی رسید.
مثلا اگر شخصی بخواهد از سالم بودن یک تاس اطمینان یابد می تواند آن را صد بار پرتاب کند تا ببیند که آیا هر یک از اعداد آن تقریبا یک ششم دفعات پرتاب ظاهر می شود یا خیر .
در خصوص استدلال استقرایی باید به نکات زیر توجه داشت :
1-در استدلال استقرایی از جز به کل می رسیم .
2-سیستم های مبتنی بر استدلال استقرایی اغلب توصیفی هستند .
3-روش استقرایی اساسا سیستمی باز و مبتنی بر آزمون تجربی داده ها مشاهده می باشد .
4- در این رویکرد تئوری ها ی موجود در شرایط تناقض با واقعیت های مورد مطالعه با چالش مواجه می شوند .
5- درستی یا نادرستی یک استدلال استقرایی بستگی به مشاهده نمونه کافی از روابط تکرارپذیر دارد .
مراحل رویکرد استقرایی در تئوری حسابداری :
1-مشاهده و ثبت تمام مشاهدات
2-تحلیل و طبقه بندی مشاهدات به منظور کشف روابط تکرار پذیر
3-استنباط اصول یا قواعد حسابداری به صورت استقرایی از مشاهداتی که روابطی تکرارپذیر دارند.
4-آزمون اصول و قواعد استنباط شده
برای ایجاد تئوری حسابداری می بایست ازدو رویکرد استقرایی و قیاسی استفاده نمود بدین صورت که اصول به وسیله ی قیاس استنتاج شده و سپس گزاره های عمومی توسط استقرا بدست آیند .
ترکیبی از این دو رویکرد توسط بسیاری از تئوری پردازان استفاده شده است .
رویکرد اخلاقی :
رویکرد اخلاقی بر پایه سه مفهوم عدالت ,حقیقت وانصاف بنا شده است که به عنوان مفاهیم اصلی این رویکرد سنجیده می شود.
عدالت :باید منافع تمام گروه های ذینفع به طور مساوی در نظر گرفت .
حقیقت :بیانگر صورت های مالی دقیق و باصداقت است که عاری از تحریف باشد.
انصاف :اطلاعات حسابداری باید منصفانه , بدون تعصب و غرض ورزی باشد.
هدف اصلی ایجاد ارزش های اخلاقی در حسابداری این است که گزارش ها و صورت های مالی در
در معرض غرض ورزی و سویه تهیه کنندگان قرار نگیرند.
توجه به ارائه صادقانه به عنوان یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات در بیانیه مفاهیم حسابداری مالی شماره 8 نشاندهنده توجه به صداقت در ارائه در اندازه گیری است .
صداقت در ارائه بدین معناست که اندازه گیری باید با پدیده ای که اندازه گیری می شود مرتبط باشد.
در حسابداری اگر بتوان ارزشیابی تمام دارایی های ثابت را از طریق استهلاک خط مستقیم طی 10 سال بدون ارزش اسقاط انجام داد درجه تاییدپذیری بالا خواهد بود . اما اگر قرار باشد بهای مستهلک نشده دارایی نشان دهنده بخشی از بهای تاریخی باشد که هنوز مطلوبیت اقتصادی دارد غالبا نتیجه صادقانه نخواهد بود . در عوض اگر استهلاک به طور مستقل برای هر یک از دارایی ها محاسبه و اندازه گیری گرددعدد و رقم حاصله می تواند ارائه صادقانه ای باشد .
به همین ترتیب اگر اندازه گیری بهای جایگزینی در نظر باشد ارزش واقعی بازار می تواند ارائه صادقانهد ای از بهای جایگزینی باشد .تاکید بیش از حد بر رویکرد اخلاقی در تئوری حسابداری منجر می شود تا به یک مبنای صحیح برای گسترش اصول حسابداری یا ارزیابی اصول پذیرفته شده جاری پیدا نکنیم .
رویکرد اجتماعی :
فعالیت های شرکت علاوه بر تاثیر اقتصادی بر جامعه نیز اثرگذار است رویکرد اجتماعی به تاثیر رویه های حسابداری بر اجتماع تاکید دارد و بر مبنای مفهوم رفاه اجتماعی می باشد.
طبق این رویکرد اصول و رویه های حسابداری باید بر اساس تاثیری که بر تمام گروه های جامعه می گذارند سنجیده شده و پذیرفته می شود . در این رویکرد ارزش های اجتماعی به عنوان ضوابطی در تعیین تئوری حسابداری مورد استفاده قرار می گیرند.
رویکرد اجتماعی در قاعده مندسازی تئوری حسابداری منجر به شکل گیری رشته جدیدی به نام حسابداری اقتصادی - اجتماعی شده است .هدف اصلی آن رشته تشویق واحدهای تجاری برای در نظرگرفتن تاثیر فعالیت های شرکت بر رفاه اجتماعی می باشد . اخیرا در رویکردهای توسعه یافته این شاخه تبدیل به رویکرد نوینی در حسابداری گردیده و به عنوان حسابداری انتقادی شهرت یافته است . در این رویکرد حسابداری را دارای نقش اساسی در حل تضادهای بین شرکت و مشارکت کنندگان اجتماعی آن نظیر نیروی کار ,مشتریان و عموم مردم می داند .
حسابداری در جهت منافع عمومی و حسابداری اجتماعی از شاخه های حسابداری انتقادی تلقی می شوند .
رویکرد اقتصادی :
رویکرد اقتصادی بر مفهوم رفاه اقتصادی تاکید می نماید در این رویکرد انتخاب رویه های حسابداری بستگی به تاثیر رویه ها بر اقتصاد ملی دارد .
رویکرد اقتصادی با جهت گیری توصیفی ,سعی دارد تا تاثیر رویه های گزارشگری مختلف بر فعالیت های اقتصادی را اندازه گیری کرده و آن ها را بیان کند .
رویکرد اقتصادی با جهت گیری دستوری , حسابداری را راهبردی رفتاری برای شرکت ها و اشخاص در نظر می گیرد تا شرکت ها بتوانند با بهره گیری از آن سیاست های اقتصادی خاصی را دنبال کنند .
ضوابط اصلی که به وسیله رویکرد اقتصادی در تدوین تئوری های حسابداری استفاده می شوند عبارتند از :
1- سیاست ها و رویه های حسابداری باید واقعیت های اقتصادی را منعکس کند .
2- انتخاب این رویه ها باید با در نظرگرفتن پیامدهای اقتصادی باشد .
رویکرد ترکیبی :
هیچکدام از روش های قبل به تنهایی برای توسعه حسابداری کافی نیستند بنابراین تئوری حسابداری می تواند از طریق بکارگیری هریک از روش ها در جنبه های خاص توسعه یابد .
رویکرد ترکیبی بدان معناست که برای منعکس کردن نظرات نهادهای حرفه ای , صنایع , دولت و سایر ذینفعان رویکردهای مختلف برای تئوری حسابداری با یکدیگر ترکیب شوند .
رویکردهای نوین
رویکرد رویدادی :
رویکرد رویدادی در تدوین تئوری حسابداری برای اولین بار توسط جورج استوبر به عنوان جایگزینی برای رویکرد مبتنی بر ارزش ارائه شد .
در رویکرد مبتنی بر ارزش اعتقاد بر این است که حسابداران به اندازه کافی در خصوص مسائل مالی متخصص هستند تا بتوانند اطلاعات سودمندی برای تصمیم گیری را تشخیص دهند .
در رویکرد مبتنی بر ارزش برای هر یک از رویدادهای مالی درجه اهمیت تعیین می شود و بر ان اساس به هر رویداد وزن خاصی تعلق می گیرد .اما در رویکرد رویدادی تمامی رویدادها از وزن برابری برخوردارند .
انتقادات پیرامون رویکرد رویدادی :
-1رویکرد رویدادی فرض می کند که استفاده کنندگان به اندازه کافی در تحلیل اطلاعات خبره هستند تا بتوانند اطلاعات مفید برای تصمیم گیری را شناسایی کنند .
2-رویکرد رویدادی به طور واضح مشخص نمی کند که چه رویدادهایی باید در صورت های مالی گزارش شود .
3-ارائه اطلاعات در حجم زیاد ممکن است منجر به شکل گیری اضافه بار اطلاعاتی شود .
رویکرد سودمندی در تصمیم :
رویکرد سودمندی در تصمیم در تلاش است تا بتواند مدل های تصمیم گیری ,اطلاعات سودمند تصمیم گیری و توانایی استفاده کنندگان در پردازش اطلاعات را مورد بررسی قرار دهد .
دو جهت گیری رویکرد سودمندی در تصمیم :
1-تمرکز بر مدل تصمیم گیری :
در این رویکرد فرض بر این است که تهیه کنندگان اطلاعات حسابداری می توانند مدل تصمیم گیری استفاده کنندگان را شناسایی کنند و اقدام به تعریف اصول و مفاهیم حسابداری نمایند و از این طریق نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان را فراهم نمایند و رویکرد مدل تصمیم کاملا دستوری است .
2- تمرکز بر تصمیم گیرندگان :
بر خلاف رویکرد مدل تصمیم ,مدل تمرکز بر تصمیم گیرندگان کاملا توصیفی می باشد زیرا سعی دارد فارغ از شناسایی مدل های تصمیم گیری,اطلاعاتی را شناسایی کند که در تصمیم گیری های استفاده کنندگان استفاده می شود.
بزرگترین محدودیت پیش روی رویکرد سودمندی در تصمیم تنوع استفاده کنندگان است . به طوری که نه می توان تمامی مدل های تصمیم گیری آن ها را شناسایی کرد نه می توان اطلاعاتی را تهیه کرد که تمامی نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان را در برگیرد .
رویکرد رفتاری :
رویکرد رفتاری در تدوین تئوری های حسابداری کاملا توصیفی می باشد به طوری که در آن تمرکز اصلی بر شناسایی رفتار استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری در مواردی همچون موارد زیر می باشد .
1- کفایت افشا
2- سودمندی اطلاعات صورت های مالی
3-نگرش استفاده کنندگان نسبت به سیاست های گزارشگری شرکت ها
4- اهمیت قضاوت
5- اثرات به کارگیری خاصه های مختلف اندازه گیری
رویکرد پیش بینی :
در قاعده مند سازی تئوری های حسابداری با رویکرد سنتی اهمیتی به توان پیش بینی اطلاعات حسابداری داده نمی شد بلکه در آن رویکردها توجه تنها معطوف بر حسابدهی و مباشرت بود .در رویکرد پیش بینی , هدف از ارائه اطلاعات حسابداری سنجش حسابدهی مدیر نیست بلکه هدف , ارائه اطلاعات سودمند در پیش بینی رخدادهای مالی آتی می باشد .می توان گفت که در این رویکرد بیش از آن که بر گزارش وقایع تاریخی تمرکز شود به ارائه اطلاعاتی بانگرشی آینده محور توجه شده است .
بیور معتقد است که اطلاعاتی سودمند هستندکه بتوانندتوان پیش بینی رخدادهای آتی را بهبود بخشند.در همین راستا می توان از رویکرد پیش بینی به عنوان یکی از رویکرد های نوین در قاعده مندسازی تئوری های حسابداری یاد کرد .
رویکرد اقتصاد اطلاعات :
رویکرد اقتصاد اطلاعات در حسابداری به بحث پیرامون منافع و بهای تمام شده تولید اطلاعات می پردازد و در این رویکرد , اطلاعات حسابداری به عنوان یک کالای اقتصادی تعریف می شود .
نکات برجسته فصل
تئوری در بدو امر چیزی جز مجموعه ای از گزاره ها نیست که این گزاره ها تداعی گر مجموعه ای از مفروضات می باشند . این مفروضات می توانند بدیهی بوده یا دارای ساختاری باشند که بتوان از طریق مشاهده و روش های آماری آن ها را آزمود .
اجزای تئوری عبارتند از :
1-مفروضه (Assumption) : مفروضات غیر قابل آزمون یک بنیاد تئوریک می باشند که می توانند بدیهی بوده یا دارای ساختار باشند که بتوان با تبدیل آن به شکلی آزمون پذیر(فرضیه)از طریق مشاهده و روش های آماری آن ها را آزمون کرد
2-فرضیه :(Hypothesis) شکل آزمون پذیر یک مفروضه را فرضیه می گویند.
3-بدیهیات (:( Postulatesقضایای اثبات شده ای می باشند که درک آن ها نیازمند آزمون تجربی نمی باشد بلکه تنها با رجوع به منطق درونی آن ها می توان درستی یا نادرستی شان را درک کرد .
4-قضایای اثبات شده ( : (Premises حالت کلامی بدیهیات می باشند .
5-اکسیوم (axiom):قضایای اثبات شده ای هستند که از نمادهای سمبلیک تشکیل شده اند و حاصل یک سری قیاس ریاضیاتی می باشند . آکسیوم ها در واقع نوعی بدیهه هستند .
6- قانون (low) :اگر یک مفروضه در شکل عملیاتی خود (فرضیه ) در حالات مختلف مورد آزمون قرار گرفته و درستی و نادرستی آن اثبات شود تبدیل به یک قانون می شود .قوانین اظهاراتی هستند که به پدیده های طبیعی ارجاع داده شده و قابل آزمون می باشند .
7-اصول (principles) :اصول در حسابداری بیشتر به عنوان یک قاعده کلی تعریف می شوند و جنبه یک راهنما دارند
- در روابط ساختاری مهم جریان منطقی بین گزاره ها و نتایج است این که تا چه حد این استدلال می تواند وقایع طبیعی را شرح دهد اصلا مهم نیست .
- در بررسی روابط ساختاری ما به دنبال کشف حقیقت نیستیم .
- ممکن است منطق درونی یک استدلال به لحاظ روابط ساختاری صحیح باشد اما در دنیای واقعی نتیجه استدلال نادرست باشد .
- روابط تفسیری مفاهیم پایه ای در تئوری را به اشیا و وقایع در دنیای واقعی مرتبط می کنند .
- در روابط تفسیری هر گاه خطای کمتری در شرح دنیای واقعی وجود داشته باشد (انطباق بالایی وجود داشته باشد) می توان ادعا کرد که تئوری از دقت بیشتری برخوردار است .
- در بررسی روابط تفسیری باید به قاعده انطباق توجه ویزه ای داشت زیرا با بهره گیری از این قاعده می توان روایی و اعتبار یک رابطه تفسیری را مورد آزمون قرار دهد .
- تئوری های دستوری در تلاش هستند تا نشان دهند مسائل مختلف چگونه باید باشد .
- تئوری های دستوری بدون توجه به رویه های عمل موجود اقدام به تجویز بهترین رویه های عمل می نماید .در این از قضاوت های ارزشی نیز استفاده می شود .
- در رویکرد دستوری ,قیاس پایه و اساس یک تئوری را تشکیل می دهد .
- بر خلاف رویکرد دستوری که هدفش تدوین بهترین رویه های عمل می باشد,در رویکرد توصیفی ( اثباتی )تمرکز تئوری پرداز تنها متوجه توصیف رویه های عمل موجود می باشد .
- در رویکرد توصیفی , استقرا پایه و اساس یک تئوری را تشکیل می دهد .
- رویکرد رویدادی و رویکرد مبتنی بر ارزش به عنوان شاخه های فرعی رویکرد مبادلاتی (معاملاتی) تمرکز بر اندازه گیری شناخت مبادلات واحد تجاری می باشد .
- اگر حسابداران موظف براندازه گیری و شناخت تمام مبادلات واحد تجاری باشند آنگاه رویکرد رویدادی اعمال شده است.
- اگر حسابداران با قضاوت خویش مشخص کنند که چه مبادلاتی باید ثبت شود به نوعی رویکرد مبتنی بر ارزش به کار گرفته شده است .
- رویکرد سودمندی در تصمیم دارای دو جهت گیری است :رویکرد تمرکز بر مدل های تصمیم گیری که دستوری بوده و رویکرد تمرکز بر تصمیم گیرندگان که توصیفی می باشد .
- رویکرد رفتاری در تدوین تئوری های حسابداری کاملا توصیفی می باشد به طوری که در آن تمرکز اصلی بر شناسایی رفتار استفاده کنندکان از اطلاعات حسابداری می باشد .