خلاصه های ارائه شده درس تئوری حسابداری
برداشت هاي نادرست درباره اصول حسابداري
حسابداري به عنوان يك پديده اجتماعي با امور انساني و شرايط طبيعي سروكار دارد.
برخي،اصول را حقايق بنيادين و داراي قوانيني جامع دانسته و براي تدوين تئوري حسابداري در جستجوي اين حقايق بنيادي بوده اند.اما در مقابل برخي ديگر، اصول را به عنوان قوانيني تعريف كرده اند كه راهنماي عمل حسابداران است.
متخصصين حسابداري با گذشت زمان درمي يافتند كه حسابداري برخلاف علوم طبيعي، داراي قانوني مشخص، ثابت و مستقل از حسابداران نبوده و درگذر زمان و با توجه به شرايط مختلف، وجاهت خود را از دست مي دهد. در نتيجه اصول حسابداري چيزي جز مجموعه اي از رويه هاي عمل نمي باشد كه به عنوان يك راهنما و ابزار در اختيار حسابداران قرار گرفته اند.
حركت به سمت رويكرد اهداف – استاندارد
ويليام واتر معتقد است حسابداري بايد به جاي مشخص كردن فرضيات بديهي، ابتدا اهداف صورت هاي مالي را مشخص كند و سپس با توجه به اهداف نسبت به ساخت و ايجاد تئوري گام بردارد.
عوامل تاثير گذار در وضع رويه هاي حسابداري :
v نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان از صورت هاي مالي
v پيامدهاي اقتصادي
v شرايط سياسي ناشي از وضع رويه هاي حسابداري
v تلقي شدن حسابداري به عنوان يك دانش اجتماعي و نامناسب بودن بكارگيري روش هاي خاص علوم طبيعي در اين حوزه
v ايستا نبودن ماهيت حسابداري و تغيير در گذر زمان
بيانيه هاي منتشر شده توسط نهادهاي استانداردگذار در امريكا :
|
عنوان |
نهاد منتشركننده |
سال |
|
بيانيه اي در مورد تئوري بنيادي حسابداري |
انجمن حسابداري آمريكا |
1966 |
|
مفاهيم اساسي و اصول حسابداري زيربناي صورت هاي مالي مؤسسات تجاري(بيانيه شماره 4 ازABP ) |
هيات اصول حسابداري |
1970 |
|
اهداف صورت هاي مالي (گزارش كميته تروبلاد) |
انجمن حسابداران رسمي امريكا |
1973 |
|
بيانيه اي در مورد تئوري حسابداري و پذيرش تئوري |
انجمن حسابداري آمريكا |
1977 |
1.بيانيه اي در مورد تئوري بنيادي حسابداري (ASOBAT)
حسابداري : فرايند شناسايي، اندازه گيري و مخابره اطلاعات اقتصادي كه امكان انجام قضاوت ها و اتخاذ تصميمات توسط استفاده كنندگان اين اطلاعات را فراهم آورد.
تئوري : مجموعه اي منسجم از اصول فرعي، نظري و عملي كه چارچوبي كلي است كه در يك رشته خاص مي توان به آن مراجعه كرد.
تعريف ASOBAT از حسابداري مشخصا متمركز بر تهيه يك چارچوب منسجم به منظور ارزيابي سيستماتيك رويكردهاي ثبت مبادلات و ارائه صورت هاي مالي به استفاده كنندگان است. پس آنچه به عنوان يك ابزار نظري براي ارزيابي مدل ها و قواعد مشخص حسابداري مورد نياز است، يك ابرتئوري حسابداري است كه بالاترين جزء يك ساختار تئوريك براي اهداف و مقاصد مربوط به اطلاعات حسابداري به شمار مي رود.يك ابرتئوري شامل مباحثي در رابطه با اطلاعات حسابداري منتشر شده و توصيف معيارها يا رهنمودهايي براي انتخاب ميان آلترناتيوها (رويه هاي بديل) مي باشد. مجموعه اي از اهداف مرتبط با نيازهاي استفاده كنندگان در راس ابرتئوري قرار مي گيرد.
اهداف مورد نظر ASOBAT در گزارشگري مالي :
- تصميم گيري در رابطه با استفاده از منابع محدود شامل شناسايي زمينه هاي حساس تصميم گيري و تعيين اهداف و مقاصد
- هدايت و كنترل منابع انساني و فيزيكي سازمان به شكل موثر
- حفظ منافع و گزارش در زمينه ايفاي وظيفه امانت داري در قبال آن ها
- تسهيل ايفاي وظايف و كنترل هاي اجتماعي
معيارهاي ارزيابي اطلاعات حسابداري :
- مربوط بودن
- قابليت تاييد
- نداشتن سويه
- كمي بودن
رهنمودهاي مخابره اطلاعات حسابداري :
- مناسب بودن براي استفاده مورد انتظار
- افشاء روابط مهم
- شمول اطلاعات محيطي
- يكنواختي رويه هاي عمل در درون واحد تجاري و ميان آن ها
- ثبات رويه هاي عمل در طول زمان
2.بيانيه شماره 4 از هيات اصول حسابداري (APB4)
هدف از ارائه اين بيانيه، ارائه مفاهيم اساسي گزارشگري مالي بود تا از اين مفاهيم به عنوان بنياني براي اظهارنظرها استفاده شود.
اين بيانيه تنوع استفاده كنندگان را مورد توجه قرار داد.در اين نگرش استفاده كنندگان به دو دسته افراد داراي منافع مستقيم در واحد تجاري و افراد داراي منافع غير مستقيم طبقه بندي شدند.
يكي از مشكلات بيانيه شماره 4، تعريف عناصر صورت هاي مالي همچون دارايي ها، بدهي ها، حقوق مالكان، درآمدها و هزينه ها بود كه بر طبق آن تمامي اين عناصر بايد مطابق با اصول عمومي پذيرفته شده حسابداري شناسايي و اندازه گيري شوند.
اصول عمومي پذيرفته شده حسابداري، نشانگر توافقي جمعي مي باشد كه در يك زمان مشخص بر سر اينكه چه منابع اقتصادي و تعهداتي بايد به عنوان دارايي ها و بدهي ثبت شوند، وجود دارد.
اين بيانيه حسابداري را يك رشته مبتني بر اندازه گيري تعريف كرد.
3.گزارش كميته تروبلاد
مسؤليت كميته اين بود كه با استفاده از بيانيه شماره 4 از هيات اصول حسابداري به اصلاح بهبود اهداف صورت هاي مالي، به عنوان بخشي از يك ساختار ابرتئوري بپردازد.اين گزارش در نهايت دوازده هدف براي حسابداري برشمرد. اين گزارش فصل كوتاهي تحت عنوان خصوصيات كيفي گزارشگري داشت. در اين گزارش،فصل مختصر اما مفيدي درباره سيستم هاي ارزشيابي حسابداري نيز وجود دارد و ادعا شده است كه مي توان مباني مختلف ارزشيابي را براي دارايي ها و بدهي هاي مختلف بكار گرفت، ديدگاهي كه بحث جمع پذيري را ناديده مي گيرد.
گزارش تروبلاد رويكردي استفاده كننده گرا دارد. به اين مفهوم كه با وجود گروه هاي مختلف همچون شركت ها و حرفه، تمركز خود را بر تامين اهداف استفاده كنندگان قرار داده است. براي درك مفهوم رويكرد استفاده كننده گرا، در اين گزارش مي توان به تحقيق سيرت و ايجيري مراجعه كرد. در اين مطالعه از سه گروه به عنوان ذينفعان اطلاعاتي سازمان ياد شده است. سازمان، استفاده كنندگان و حرفه حسابداري گروه هايي هستند كه نيازها و الزامات اطلاعاتي متفاوتي داشته و حسابداري همزمان نمي تواند تمامي نيازها و الزامات اين گروه ها را فراهم آورد.
نمودار ون رابطه متقابل بين اين سه گروه را به تصوير كشيده است. در اين نمودار سه دايره با نام هاي U (استفاده كنندگان)، P (حرفه حسابداري) و C (سازمان) مشخص شده است. منطقه I نشان دهنده اطلاعاتي است كه مورد پذيرش و تقاضاي اين سه گروه مي باشد. به اين مفهوم كه اطلاعات در اين منطقه توسط شركت تهيه شده، حرفه آن ها مورد پذيرش قرار داده و استفاده كنندگان نيز اين اطلاعات را اطلاعاتي مربوط تلقي مي كنند. از آنجا كه تضادي بالقوه ميان نيازها و الزامات اطلاعاتي اين سه گروه وجود دارد، مي توان سه رويكرد سازمان گرا، حرفه گرا و استفاده كننده گرا را در تدوين اهداف گزارشگري مالي در نظر گرفت.
در رويكرد سازمان گرا مجموعه اي از اطلاعات مد نظر قرار مي گيرد كه سازمان آمادگي افشا آن را داشته باشد، مي توان با ثابت نگهداشتن موقعيت دايره C ، دايره هاي U و P به سمت آن حركت داده شوند. در رويكرد حرفه گرا مجموعه اي از اطلاعات مد نظر قرار مي گيرد كه حرفه توان اندازه گيري و تاييد آن را داشته باشد، مي توان با ثابت نگه داشتن موقعيت دايره P ، دايره هاي U و C به سمت آن حركت داده شوند. و در نهايت در رويكرد استفاده كننده گرا به استفاده كنندگان توجه مي شود و حرفه و سازمان در جايگاهي قرار مي گيرند كه بايد نيازهاي اطلاعاتي ايشان را فراهم آورند. مي توان با ثابت نگهداشتن موقعيت دايره U دايره هاي P و C به سمت آن حركت داده شوند. رويكرد استفاده كننده گرا در شرايط فعلي به عنوان رويكرد غالب تلقي شده و ملاك تدوين چارچوب نظري قرار گرفته است.
4.بيانيه اي درمورد تئوري حسابداري و پذيرش تئوري (SATTA)
SATTA سيستم هاي ارزشيابي متعدد حسابداري و همچنين ساير ملاحظات تئوريك را در نظر گرفت.
SATTA يك سند هشدار دهنده در رابطه با احتمال انتخاب و بكارگيري هر يك از تئوري هاي ارزشيابي است.
پيام اصلي SATTA اين است كه چرا نمي توان يك سيستم مشخص ارزشيابي را از ساير سيستم ها برتر دانست. SATTA مشكل اصلي را تنوع استفاده كنندگان بر حسب تصميم ها، و همچنين نيازهاي اطلاعاتي متفاوتشان مي داند. يكي از ديدگاه هاي SATTA اين بود كه نيازهاي استفاده كنندگان داراي همپوشي كمي مي باشد و در نيازهاي اطلاعاتي آن ها ناهمگوني وجود دارد.
اهداف استفاده كنندگان
1.توانايي پيش بيني
سودمندي اطلاعات حسابداري به عنوان ابزاري براي پيش بيني متغيرهاي آينده در بافت بازار سرمايه اي كه به شكل عمده "كارا" به حساب مي آيد (يعني اطلاعات جديد به سرعت در قيمت هاي اوراق بهادار منعكس مي شود)، در تحقيقات حسابداري اهميت بسياري يافته است.
روساين خاطر نشان كرده است سود يك "سازه مصنوعي" است.سازه مصنوعي در اين معنا اشاره به عددي دارد كه حاصل يك اندازه گيري است؛ يك اندازه گيري بر اساس قواعد تجويز شده و نه بر اساس ارائه صادقانه صفت مورد اندازه گيري.
بسياري از تحقيقات اوليه بر توانايي پيش بيني دو مجموعه اعداد توليد شده توسط حسابداري متمركز شده اند : يعني عايدات اعلام شده فصلي، به عنوان پيش بيني كننده عايدات ساليانه و نسبت هاي مالي، به عنوان پيش بيني كننده ورشكستگي.
ب. حسابدهي
تعريف ايجيري از حسابدهي : مسئوليت مديريت در قبال گزارش در مورد رسيدن به اهداف، آن هم به شكلي كه از منابع واحد تجاري به شكل كارا و اثربخش استفاده شود.
اندازه گيري هاي مبتني بر هدف حسابدهي مواردي نظير سود هر سهم و بازده سرمايه گذاري و اجزاي آن (گردش سرمايه و حاشيه سود) را دربر مي گيرند.
توانايي پيش بيني و حسابدهي، اهدافي جداگانه هستند. يكي از آن ها مربوط به اطلاعاتي است كه سودمندي شان مربوط به ارزيابي افق هاي آتي است؛ در حالي كه ديگري مربوط است به ارزيابي عملكرد واحد تجاري.
حسابدهي رفته رفته توجه بيشتري را به عنوان يك جانشين احتمالي براي هدف توانايي پيش بيني به خود جلب مي كند. ايجيري خواستار يك چارچوب نظري مبتني بر حسابدهي شده است. عينيت و قابليت تاييد، اجزاي مهم چنين چارچوبي خواهند بود. در اين زمينه ويليامز و پالوت بر نياز به انصاف تاكيد كرده اند. ويليامز تاكيد مي كند كه حسابدهي مربوط است به تساوي ميان گروه هاي رقيب و ادعاهاي موجود نسبت به توزيع سود و ثروت؛ كه هر دوي اين ها به انصاف مربوط مي شوند. به اعتقاد پالوت دو مفهوم از انصاف وجود دارد : 1.يك رويكرد فردگرايانه كه به حقوق، قراردادها، تلاش ها و مشاركت هاي افراد مربوط است و 2. يك رويكرد جمعي كه بيشتر بر پايه برابري و نياز قرار دارد.